خدای پاکی نگین … خدای کودکی ها … خدای امید حسرت بچگی ها
بخندانمان از امشب
من مس بودم اما … عاشق حدید شدم و آهن … وقتی که امشب ،
من بودم و تو تسلی دادی به سبیل ساده ی خودت
خدای نگین و صبح فردا
خدای دیر وقت ها
امشب … به جای من … یک دختر خیلی شبیه من … محتاج شماست
یادم هست که می بینی … یادت هست که منتظرم هنوز؟